اقتصاد مقاومتی

قبل از اینکه به مقوله اقتصاد مقاومتی و جایگاه آن بپردازیم، اگر ممکن است در این باره مقدمه‏ای بفرمایید که اساساً نسبت اقتصاد اسلامی با انقلاب اسلامی یا نظام اسلامی چگونه است؟ آیا نظام اسلامی الزاماتی دارد که آن الزامات خواه‏ناخواه ما را به سوی اقتصاد اسلامی هم می‏کشاند؟

نظام اقتصادی جدای از نظام سیاسی و نظام فرهنگی و ... نمی‎تواند مفهومی داشته باشد. پیش‎فرض ما این است که اسلام را به عنوان یک نظام برای یک زندگی ویژه و یک تمدن ویژه که مبتنی بر توحید و معارف الهی است تعریف می‎کنیم. در این صورت اقتصاد وجهی از وجوه یک نظام مشخص و توحیدی خواهد بود. این وجه تبلور ماهیت نظام و ویژگی‎های بنیادین نظام است در آن‎چه امروزه به آن زندگی اقتصادی گوییم؛ همچنان‎که نظام سیاسی تبلوری است از ماهیت این نظام و ویژگی‎های بنیادین این نظام در آن‎چه که امروزه به آن نظام حکومتی گوییم.
 
اگر به سایر نظام‎های اجتماعی هم نگاه کنیم، می‏بینیم بر آن‎ها نیز همین قاعده حکم‎فرما است. در این صورت است که یک انسجام در این نظام به وجود می‎آید و این نظام می‎تواند به اهدافی که برای آن تعریف شده و عمدتا متخذ از وحی است برسد.
 
بنابراین اگر بخواهیم با این نگاه به نظام اقتصاد اسلامی نگاه کنیم باید تمامی ویژگی‎های نظام اسلامی در آن متبلور شود، منتهی باید رنگ و بوی اقتصادی بگیرد؛ چنان‎چه در مقوله سیاست باید رنگ و بوی سیاسی به‎خود بگیرد. 
 
یکی از آن ویژگی‎های اصلی نظام اسلامی که باید در نظام اقتصاد اسلامی متبلور شود در فرمایش حضرت امام به وضوح دیده می‎شود. حضرت امام می‎فرمودند ما در ابتدای راه مبارزه هستیم. از همین فرمایش حضرت امام که آغاز کنیم می‎توانیم بفهمیم که اسلام جدای از مبارزه نیست. اسلام یک مبارزه نظام‎مند در جهت تحقق اهدافی است که وحی تعریف کرده. اصلا اسلام نمی‎تواند جدای از مبارزه تعریف شود و این مبارزه یک راه طولانی است؛ بوده و هست و خواهد بود. 
 
تا چه زمانی این مبارزه استمرار دارد؟ تازمانی که شیطان وجود دارد این مبارزه هست. شیطانی که در رفتار ما و رفتار نظام‎ها و رفتار حکومت‎ها و ... ظاهر می‎شود.
 
بنابراین اسلام چیزی جز یک مسیر مبارزه دائم نیست. همین مساله به ما نشان می‎دهد که تا مبارزه هست، یک دشمنی وجود دارد. اسلام با یک دشمن تخیلی که نمی‎تواند مبارزه کند. تا دشمن هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، اسلام هست و تا اسلام هست، اقتصاد اسلامی هست چنان‎چه حکومت و فرهنگ اسلامی هم هست.
 
می‏خواهید بگویید بین مقوله اقتصاد اسلامی با مفاهیمی چون مبارزه و جهاد پیوند ذاتی وجود دارد؟
 
بله. مقام معظم رهبری در بحث جهاد اقتصادی صحبت می‎کردند و می‎فرمودند که در بحث جهاد وجود یک دشمنی هست که جهاد علیه او انجام می‎شود. ملاحظه می کنیم که این مفاهیم دارد به هم نزدیک می‎شود. «مبارزه، دشمن و جهاد.»
 
و مفهوم اقتصاد مقاومتی....
 
آن مفهوم را که ما از واژه اقتصاد اسلامی دریافت کرده‎ایم، می‎آید و ضرورت اقتصاد مقاومتی را شکل می‎دهد. اقتصاد مقاومتی کاشف از این است که این دشمن حقیقی که وجود دارد، دشمنی است که یک مبارزه گسترده را علیه نظام اسلامی مدت‎ها است که آغاز کرده. 
 
مادامی که نظام اسلامی آن روحیه انقلابی و مبارزه‎ای خود را نداشته باشد، در نظام بزرگ‎تر حل شده است و بنابراین در این حالت خطری متوجه دشمن نظام که در واقع همان مخالفین نظام اسلامی هستند نخواهد کرد.
 
لحظه‎ای که یک نظام اسلامی جنبه مبارزه‎ای خودش را که از ویژگی‎های بنیادین یک نظام اسلامی است، ظاهر می‎کند، دشمن نیز با تمام ویژگی‎های خودش ظاهر می‎شود و حمله می‎کند و در این وضعیت اقتصاد مقاومتی تعریف می‎شود. به همین دلیل بود که مقام معظم رهبری این اصطلاح را در مقطع خاصی مطرح فرمودند و آن مقطعی بود که استکبار جهانی به رهبری آمریکا با تکیه بر گروه‎هایی که در روابط بین الملل درست کرد، حرکت گسترده خودش را برای مبارزه اقتصادی با نظام اسلامی شکل داد. یعنی دشمن با تمام قدرت وارد میدان شده و این‎جا بود که واژه اقتصاد مقاومتی شکل گرفت.
 
این اصطلاحاتی که به وجود آمده و عمدتا از مقام معظم رهبری هم هست مانند الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، جهاد اقتصادی، همت مضاعف، حمایت از کار سرمایه و تولید ایرانی این‎ها در واقع همه یک منظومه‎ای را تشکیل داده و لازم و ملزوم هم هستند و این‎ها همه یک منظومه‎ای هستند که مرکز و کانون آن‎ها همان اقتصاد اسلامی است. این اقتصاد اسلامی به صور مختلف خودش را ظاهر می‎کند.
 
اقتصاد اسلامی گاهی در یک کلام به صورت الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت ظاهر می‎شود و گاهی به‎صورت جهاد اقتصادی ظاهر می‎شود و اخیرا به صورت اقتصاد مقاومتی ظاهر شده است. اینها هیچ کدام جدای از دیگری مفهومی ندارند بلکه منظومه‎ای هستند که همدیگر را کامل می‎کنند.
 
 حال اگر بخواهیم یک گام پیشتر برویم باید چند نکته را اضافه کنیم. این اقتصاد مقاومتی در بستر یک نزاع و یک مبارزه‎ای است که دشمن با تمام ویژگی‎های خودش و بصورت کاملا شفاف و بدون هیچ پوششی وارد عمل شده و به عرف اقتصاد جهانی اعلام جنگ هم داده است. (در عرف اقتصاد بین الملل تحریم بانک مرکزی معادل اعلام رسمی جنگ اقتصادی است و تمامی دنیا هم این را پذیرفته‎اند) کشوری مثل آمریکا راه افتاده و به شرق و غرب عالم می‎رود و اعلام می‎کند که از این کشور نباید نفت بخرید و باید روابط بانکی‏تان را با این کشور قطع کنید؛ این موضوع در عرف اقتصاد جهانی اعلان جنگ معنای کاملا روشنی است. در این‎جا مقام معظم رهبری (مدظله‎العالی) صحبت از اقتصاد مقاومتی می‎کنند و مساله جنگ اقتصادی را که دشمن به‎راه انداخته را به مسئولین اقتصادی و فعالان اقتصادی اعلام می‎کنند.
 
در این وضعیت ما باید در بخش‏های مختلف و به عنوان نمونه در دانشگاه‎ها چه کنیم؟
 
وقتی قرار است مقاومتی در برابر هجوم دشمن صورت بگیرد، ابتدا ما باید ویژگی‎های جنگ و هجوم دشمن را شناسایی کنیم و وضعیت خودمان را نیز به دقت ارزیابی کنیم. مثل هر جنگی برنامه‎ریزی ما باید راهبردی باشد. هیچ جنگی بدون طراحی و اتخاذ یک برنامه‎ راهبردی به نتیجه نمی‎رسد.
 
بنابراین ما باید دقیقا ساز ‏و ‏کار حمله اقتصادی دشمن را بفهمیم. ساز و کار حمله اقتصادی دشمن چندان هم پیچیده نیست و تقریبا همه ما از آن باخبر هستیم. قدری نیز باید به بررسی وضعیت خودمان بپردازیم و ببینیم که در کجاها ضربه‎پذیر هستیم.
 
در قسمت هجوم خارجی همه تقریبا می‎دانیم که دشمن چه استراتژی‏ای در پیش گرفته است. وقتی نقشه حمله دشمن را با نقاط ضعف خودمان تطبیق می‎دهیم، درمی‎یابیم که دشمن با شناخت کاملی که از ما داشته است، نقشه حمله را طراحی کرده؛ یعنی جاهایی از ما را هدف قرار داده که ما در آن نقاط ضعف داریم. بنابراین آن‎ها کاملا با روشی علمی- استراتژیک جنگ اقتصادی با ما را شروع کرده‎اند. 
 
مختصات این روش علمی – استراتژیک چیست؟
 
نقشه آن‎ها تحریم نفتی است چون اقتصاد ما یک وابستگی شصت ساله به نفت دارد. چرا تا کنون به این نقطه ضعف اساسیمان بی توجه بوده‎ایم؟ این همه تحقیق در سطح کشور انجام شده. چند موردش در خصوص این است که ما در شرایط وابستگی شدید به نفت چگونه می‎توانیم در برابر استکبار جهانی بجنگیم و در برابر آن مقاومت داشته باشیم.
 
این مساله به نگرش ما به کل این صحنه باز می‎گردد. زیاد نیاز نیست که به گذشته برگردیم. همین الآن را نگاه کنیم. الآن اگر روزنامه‎ها را ورق بزنیم و یک نظر سنجی از کشور و جامعه اساتید و دانشجویان سراسر کشور داشته باشیم، همه با یک چشم این بحران را نگاه می‎کنند و با چشم دیگر نیم نگاهی دارند که آیا در این جلسات مذاکرات هسته‎ای گشایشی پیش می‎آید، یا اینکه آیا وقتی‎که گروه‎های بین‎المللی دور هم جمع می‎شوند گشایشی پیش می‎آید و آیا در انتخابات آینده آمریکا فرجی حاصل می‎شود؟!! اکثرا منتظر این جور وقایع هستند! شما همین وضعیت را ببرید به گذشته.
 
با وجود تمامی فشارهایی که در طول 35 سال گذشته به ما وارد شده و تمامی تجربیاتی که از زمان جنگ داشته‎ایم، و علی‎رغم تمامی این فشارها چند درصد مدیران ارشد کشور بنا را بر این گذاشته‎اند که این مبارزه ابتدای مسیر است و چند نفر باور دارند که این فشارها ابتدای مسیر یک مبارزه طولانی است؟!
 
یعنی شما معتقدیم فهم مبارزه اولین گام است. این مبارزه چند سال طول می‎کشد؟
 
تا موقعی که اسلام هست و تا موقعی که کفر هست این مبارزه هست. ممکن است بپرسید چرا قبل از این‏ها، این دشمنی بروز نکرده بود؟ پاسخش این است که چون اسلام وارد صحنه نشده بود و قدرتش را بروز نداده بود. تا موقعی که مبارزه ادامه داشته باشد، جنگ اقتصادی نیز وجود خواهد داشت. حال با این مشکلات چگونه باید برخورد کنیم. 
 
ما می‎گوییم چون این نزاع دائمی است، این مسائل اقتصادی نیز دائمی است. بنابراین اقتصاد اسلامی باید به صورت دائمی بر اساس الگوی جهاد اقتصادی، همت مضاعف، اصلاح الگوی مصرف، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت و اقتصاد مقاومتی شکل پذیرد. 
 
حالا چند درصد بر این باور هستند که الگویی که ما باید برای اقتصادمان انتخاب کنیم چنین الگویی است؟ حضرت امام فرموده‎اند این جنگ اگر 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده‎ایم. در اوایل شروع جنگ تحمیلی همه می‎گفتند 20 سال؟ خیر! می‏گفتند این جنگ باید 5-6 ماهه تمام بشود ولی امام فرمودند این جنگ اگر 20 سال هم طول بکشد ما ایستاده‎ایم. البته کشور هم ایستاد و دیدیم که آن‎ها هم نتوانستند کاری را از پیش ببرند.  
 
از چه زمانی مشکلات ما شدید شد؟ آیا این مشکلات منشأ داخلی هم داشت؟
 
بله. از موقعی که این فرهنگ جهادی که به صورت مبارزه بر علیه تجاوز به نظام اسلامی ایجاد شد جای خودش را به نمایشگاه گل و گیاه داد و شروع کردند جدول‎های شکسته خیابان را رنگ کردند و گفتند که مردم دیگر از جنگ خسته شده‎اند و مردم باید نفس بکشند. شما آن‎ها را به یاد ندارید. آمدند و در تمامی خیابان‎ها نمایشگاه گل و گیاه زدند و هر سال هم این نمایشگاه‎ها استمرار داشتند. 
 
البته نمی‎خواهیم بگوییم در کشور اسلامی فقط باید کار باشد و نباید گل و گیاه داشته باشد ولی ترویج فرهنگ نمایشگاه‎های گل و گیاه زمانی که هنوز دود آتش جنگ دیده می شود، کار درستی نبود. متاسفانه به دلیل غفلتِ ما، این سیاست‎های تخدیری مورد پذیرش قرار گرفت و این فرهنگ تا الآن هم استمرار یافته است و مردم سوال می‎پرسند که این دلار کی ارزان می‎شود؟! و کی می‎شود دوباره اجناس رنگ و وارنگ لوکس را از خارج با قیمت ارزان وارد کرد. تا کی باید واردات ارزان تمام شود و تولیدات داخلی گران تمام شود. نمی‎خواهد در داخل تولید کنید!! خارجی‎ها می‎آیند و برایمان تولید می‎کنند! از جارو خاک‏اندازِ ایتالیایی تا انگور را از خارج وارد می‎کنیم. 
 
شما دارید به شاخصه‏های نظام رفتاری و فرهنگی جامعه ما در حوزه اقتصاد و تاثیری که این نظام بر مسائل اقتصادی ما داشته است، اشاره می‏کنید. معتقدید جریانی که بعد از رحلت حضرت امام خمینی (قدس سره) و در پایان جنگ آغاز شد هنوز هم فرهنگ ما را تحت تاثیر قرار داده است؟ در این فضا اقتصاد رقابتی چه معنایی پیدا می‎کند؟
 
الآن وقتی که صحبت از دلار 3000 تومان می‎شود، کمتر به این بحث اشاره می شود که اگر در شرایط کنونی دلار 1000 تومان و بنزین 100 تومان باشد یک عدم تعادل در اقتصاد ایجاد می‎کند. 
 
چون بین قیمت‏ها تناسب نیست...
 
وقتی قیمت اتوموبیل 20 میلیون باشد و قیمت بنزین 100 تومان است نشان‎دهنده یک عدم تعادل در قیمت‏های نسبی است که اولین درس در اقتصاد به ما می گوید که قیمت‏های نسبی باید در تعادل باشند. بحمد الله با هدفمندی یارانه‎ها قدری این مساله تصحیح شد. البته ما کاری به مشکلات این طرح از قبیل توزیع نقدینگی و... نداریم و به آن‎ها اشکال وارد می‎کنیم ولی اصل آن را قبول داریم. 
 
چرا الآن که می‎گویند دلار می‎خواهد بشود 3000 تومان، ما نگران می‎شویم و می‎گوییم که کی دوباره نرخ دلار کم میشود. بعضی می‎گویند دلار را برگردانید به همان نرخ 7 تومان یا 100 تومان یا 500 تومان! چرا نمی‎گوییم که نرخ دلار دارد به سمت تعادل پیش می‎رود؟! اصلا لازمه رشد ملی ما و صادرات ما همین است که دلار به قیمت واقعی خود برگردد و صادر کننده ما اگر میوه یا فرش یا سایر تولیدات صنعتی را صادر می‎کند، ارزش حقیقی تولیدات خود رادریافت کند.
 
ما الآن داریم به سمت یک تعادل می‎رویم. بلی این مساله دردناک است و فشارهای زیادی را تحمیل می‎کند، ولی چرا ما به دنبال حل آن فشارها نیستیم و آثار اجتماعی و اقتصادی آن را برطرف نمی‎کنیم. چرا می‎خواهیم اقتصاد را در یک حالت عدم تعادل نگاه داریم.
 
یعنی شما معتقدید نرخ قبلی ارز یعنی مثلا حدود 1000 تومان نرخ متعادل نبود؟
 
وقتی‎که می‎گوییم اقتصاد ما باید جدای از نفت کار کند یعنی این‎که قیمت ارز باید به تعادل برسد به نحوی باشد که قیمت ارز بدون تزریق دلارهای نفتی در بازار ارز تعیین شود. دلارهای نفتی باید فقط صرف کارهای خیلی زیربنایی بشود و باید از داستان نرخ ارز و این قصه‎ها جدا باشد و ارز آن به هیچ وجه وارد بازارهای ارز داخلی نشود. البته اقتصاد هم باید در دست بخش خصوصی باشد و مردم هم زندگیشان را بکنند و بر اساس قیمت‎های بازاری برنامه‏ریزی کرده و کار کنند. 
 
وابستگی اقتصاد ما در چند دهه به نفت جوری شده که حتی بخش خصوصی هم می‎گوید که دولت ارز من را تامین کند تا من عمل کنم؛ دولت حمایت کند تا من عمل کنم؛ دولت لوازم اولیه و مواد اولیه را بدهد تا من تولید کنم، این‎که اقتصاد اسلامی نمی‎شود که!
 
و طبعا این بحث را با آن بحث رفتاری و فرهنگی در پیوند می‏بینید؟
 
همین طور است. ملاحظه می‎کنیم که برنامه چندین ساله فرهنگ مصرف‎گرایی و رفاه طلبی که در مدیران،‌ اقتصاددانان و آحاد فعالان اقتصادی رایج شده نتیجه این جریان است و این مساله با این وضعیتی که هست با جریان اقتصاد مقاومتی اصلا سازگاری ندارد.
 
در این شرایط چه کاری باید انجام داد؟
 
در این فضا و در چنین شرایطی مقام معظم رهبری اقتصاد مقاومتی را مطرح می‎فرمایند. درست جایی که ما می‎بینیم داریم مورد هجوم قرار می‎گیریم، هم باید مقاومت کنیم و هم دفع هجوم مجدد کنیم. 
 
چگونه؟
 
کاری کنیم که آن‎ها فکرشان از آن قسمت بیاید بیرون و حتی فکر مبارزه مجدد در آن حوزه را نیز با ما نکنند. آن‎ها در خیلی جاها نمی‎توانند با ما مبارزه کنند و اصلا امکان مبارزه را ندارند ولی در یک جاهایی آن‎ها با ما مبارزه می‎کنند. من نمی‎خواهم نقاط ضعف اقتصادمان را احصاء کنم و بگویم که چه بخش‎هایی از اقتصاد کشور در معرض تهاجم دشمن است و چه بخش‎هایی در معرض این تهاجم نیست ولی باید به آن پرداخته شود.
 
در گام اول وظیفه ما این است که بتوانیم این مفاهیم بنیادین را وارد نظام تصمیم‎گیری و اندیشه‎های مدیریتی مدیران کشور کنیم و این مسائل را در ادبیات روزنامه‏نگاران و اصحاب جراید وارد کنیم. تمامی کسانی که قلم به دست می‎گیرند و برای اسلام می‎خواهند می‎نویسند باید متوجه این موضوع باشند که ما در ابتدای راه یک مسیر طولانی قرار گرفته‎ایم.
 
اگر همین فردا تحریم‎ها لغو شد چه طور؟
 
آن وقت من می‎گویم که ما همه باید عزا بگیریم. از نظر من در تاریخ صد ساله کشور از آغاز تاریخ کشف نفت در کشور تا اکنون هیچ لطف الهی از ناحیه نفت بر مردم ایران نیامده جز این تحریم اخیر. یعنی آمریکا با این کار خودش بزرگترین خدمت را به مردم ایران کرده است. 
 
چرا خدمت؟
 
تا دو سه سال پیش که دولت دست و پا می‎زد که خودش را هم سطح دلالان چهارراه استانبول بکند و این همه طلا و دلار را به بازارهای کشور تزریق می‎کرد و حتی در یک روز یک میلیارد دلار را به بازار تزریق کرد تا نرخ دلار حفظ شود؛ (پول‎های نفتی که اصلا برای این کار نیست) بزرگترین ضربات را مقامات پولی کشور به اقتصاد ما وارد کردند. اگر آمریکا نبود آن‎ها باز هم این روند را ادامه می‎دادند. این کاری که آمریکا کرد بزرگترین خیر را برای کشور ما به‎دنبال داشت. و این‎که دولت امروز می‎گوید دیگر نمی‎توانم به‎صورت مصنوعی نرخ ارز را تعیین کنم، درست ما همین را می‎خواستیم که دولت بگوید! بگوید دیگر نمی‎توانیم دلار را کنترل کنیم! 
 
دو سه سال پیش چه کسی می‎توانست تصور کند که دلار با قیمت 3000 تومان یا بیشتر در بازار معامله شود و بخش خصوصی برای واردات برخی از اقلام باید به ارز 3000 تومانی فکر کند؟ بخش تولیدی به این فکر کند که می‎توانم تولیداتم را با ارز 3000 تومانی صادر کنم و برنامه‎ریزی جدیدی در کشور شکل بگیرد؟ کی این مساله ممکن بود؟ 
 
برخی می‎گفتند اگر دلار برسد به قیمت 3000 تومان، باید فاتحه این کشور را خواند. زمستان پارسال می‎گفتند که در عید نرخ دلار به 2000 تومان خواهد رسید. همه می‎گفتند که فاتحه نظام را باید خواند. این مسخره‏بازی بود که خبرگزاری‎های خارجی به‎راه انداخته بودند که اگر دلار برسد به قیمت 2000 تومان، نظام واژگون می‎شود ولی الآن دلار به بیش از 3000 تومان رسید و بحمد الله نظام اسلامی پابرجا و محکم است. 
 
این یک فرصت تاریخی است. واقعا همه ما باید یک نامه تشکر به آقای اوباما بنویسیم و بگوییم که ما از شما به‎خاطر حماقتتان ممنونیم که این اقتصاد کشور ما را یک تکانی دادید. من به عنوان یک معلم کوچک اقتصاد یک احتمال می‎دهم که اگر دلار به 4000 یا 5000 تومان برسد و جریان اقتصاد کشور به همین وضع و با همه این مشکلات ادامه پیدا کند، بزرگترین زنگ خطر برای آمریکا خواهد بود و آمریکا به سرعت همه تحریم‎ها را برخواهد داشت زیرا اصلا آمریکا نمی‎خواهد که اقتصاد ما در برابر جریان تحریم نفت یک اقتصاد مقاوم شود. 
 
یعنی راهی که پیش گرفته‏اند، بن‏بست است؟
 
دقیقا! جریان تحریم نفت وتحریم نظام بانکی آخرین حربه علیه نظام ما است. اگر این به نتیجه نرسد، آمریکا تمامی تحریم‎ها را بر خواهد داشت و راه را در چیز دیگری خواهد دید. راه را در آن خواهد دید که کشور ایران یک اقتصاد گل و بلبلی داشته باشد و آن وقت است که می‎توان این نظام را به زانو درآورد. 
 
الآن هم در این مساله در خود آمریکا خیلی اختلاف نظر وجود دارد. من بعضی اوقات گزارشات مراکز استراتژیک آمریکا را مطالعه می‎کنم و می‎بینم خیلی‎ها نگرانند ولی در مجامع رسمی اظهار نمی‎کنند. آن‎ها می‎گویند این کارهایی را که آمریکا دارد انجام می‎دهد، اقتصاد ایران را مقاوم می‎سازد. آمریکا خودش دارد با دست خودش اقتصاد ایران را مقاوم می‎سازد. 
 
آن‎ها اگر ببینند در این وضعیت روند اقتصاد ایران ادامه پیدا کند، تحریم‎ها را بر می‎دارند و زمینه را فراهم می‎کنند که دلار بیاید روی 1400 تومان تا در آن فضا بتوانند از طریق حفظ وابستگی اقتصاد کشور را فلج کنند. 
 
از نظر من نظام اقتصادی کشور باید در راستای همین مسیر به جلو برود و هر وقت انعطافی در این مورد از غرب دید، باید با غرب تندی کند و نگذارد که این وضعیت از بین برود. 
 
اقتصاد مقاومتی، اقتصادی است که حاصل یک مبارزه است. مقاومت اقتصادی ما وقتی به اوج خودش می‎رسد که اقتصاد ما در یک بستر مبارزه بجنگد. شما نگاه کنید وقتی می‎خواهند ورزشکاران را ورزیده کنند به آن‎ها مرتب می‎گویند حمله کن. آن‎ها می‎گویند که دشمنی نیست ولی به آن‎ها گفته می‎شود بجنگ و با آن‎ها ادای دشمن را در می‎آورند و ورزشکاران می‎نشینند و دائما با یکدیگر تمرین می‎کنند تا وقتی که وارد المپیک می‎شوند و در مقابل حریف خارجی قرار می‎گیرند، بتوانند او را شکست دهند.
 
ما اقتصاددانان باید فضای اقتصاد کشور را در یک فضای مبارزه‎ای و جنگی حفظ کنیم. بهترین و زیباترین فضا برای اقتصاد کشور فضای اقتصاد مقاومتی است. 
 
ما ستاد مبارزه با تحریم ایجاد کرده‎ایم ولی ستاد مبارزه با تحریم به این معنا نیست که تحریم را از بین ببریم، بلکه ستاد مبارزه با تحریم یعنی این‎که از فضای تحریم استفاده کنیم برای مقاوم‎سازی اقتصاد. باید اقتصاد ما حالت تهاجمی هم بگیرد. مقاومت گام اول است و تهاجم گام دوم است.
 
اقتصاد مقاومتی یک اقتصاد گوشه‎گیر و به انزوا رفته نیست؛ بلکه اقتصاد مقاومتی اقتصادی است که می‎تواند حمله کند. اوج مقاومت در حمله است تا این‎که دشمن حمله مجدد نکند. 
 
امیرالمومنین (علیه‎السلام) می‎فرمایند که اگر دشمن را در خاک خودش شکست ندید، پیروز نشده‎اید. شکست دادن دشمن در مرزهای داخلی که پیروزی نیست. امیرالمومنین می‎فرمایند که دشمن را باید در خاک خودش مغلوب کرد تا دیگر نتواند حمله کند. 
 
این فرمایشی است که امام ما به ما گفته است. اقتصاد مقاومتی اقتصاد تهاجمی حمله علیه دشمن هم هست که زمینه را برای تهاجم بعدی دشمن از بین ببرد. این درس‎هایی است که ما از اقتصاد اسلامی برای اقتصاد مقاومتی می‎گیریم.
/ 1 نظر / 20 بازدید
رهایی

بسیار عالی بود...خیلی استفاده کردم.متشکرم